|
جون مادرتون سوغاتي هم بديد ديگه !!!!
|
پیش زمینه
در سال 54 پيش از ميلاد لیسینیوس کراسوس يکی از سه عضو حکومت سه نفره روم (تریوم ویراتوس) که در آن زمان فرماندار سوريه بود برای عقب نماندن از دو عضو دیگر حکومت (پمپئوس و یولیوس سزار) و بدون اعلام جنگ از رود فرات گذشت، وی در آغاز به موفقیت هایی دست یافت. وی زمستان سال 53/54 پیش از میلاد به سوریه بازگشت و گروهان هایی را برای پاسداری از سرزمینهای اشغال شده بین النهرین باقی گذاشت. او دوباره در بهار سال 53 پیش از میلاد بدون توجه به اندرزهای آرتاواز شاه ارمنستان مبنی بر پیشروی نکردن در سرزمینهای هموار بین النهرین بدان سوی به حرکت درآمد. اُرُد خود با بخشی از سپاه يک پست ديده بانی را در ارمنستان گرفت و وظيفه رویارویی با کراسوس را بر دوش سورنا نهاد؛سرانجام دو سپاه در حرّان (کارهه) به هم رسیدند . نتیجه نبرد حران برای رومیان فاجعه بار بود چرا که ایرانیان با بهره جستن از شگردهای گوناگون جنگی خود سپاه روم را نابود ساختند.[4] در پی این پیروزی و خلا قدرت روم در آسیای صغیر و سوریه سپاه ایران به فرماندهی پاکور پسر اُرُد به اين سرزمین ها یورش بردند. سواران پارتی تا کیلیکیه و سوریه پیش راندند [5] و باروهای شهر انطاکیه را تسخیر نمودند هرچند به محاصره شهر نپرداختند و به تاراج پیرامون آن بسنده کردند. شکستی که بخشی از سپاه ایران در آنتیگونه متحمل شدند و بی عملی پاکور وقفه ای بود که رومیان از آن بهره جستند و به کمک سوریه شتافتند. شایع شد که قرار است اُرُد با بخشی از سپاه خویش به سوریه بتازد. به هر روی رومیان توانستند این خطر را دور کنند زیرا اوروناداپات شَهرَب بین النهرین را که به اُرد تمایل داشت به سمت خویش کشیدند و محرمانه پاکور را نامزد پادشاهی نمودند[6]. در نتیجه اُرد پاکور را فراخواند و ایرانیان به این سوی فرات بازگشتند. شعله ور شدن جنگ های داخلی روم میان جمهوری خواهان و طرفداران امپراتوری اُرد را به فکر اقدامی تهاجمی انداخت. رویدادی که اجرای این برنامه ر آسان نمود آمدن لابیِنوس یکی از پیک های جمهوری خواهان برای درخواست کمک بود.[7]دربهار سال 40 پیش از میلاد سپاه ایران به فرماندهی پاکور و لابیِنوس از فرات گذشت و پس از دو نبرد سخت که سواران پارت به برکت شگردهای جنگی خود پیروز شدند، سوریه را تسخیر نمودند.ارتش ایران پس از پیروزی به دو بخش تقسیم شد، لابیِنوس با بخشی از سپاه به آسیای صغیر رفت و بخش بزرگی از آنجا را گرفت اما پاکور رفت . سپاه جنوب نیز خود به دو بخش تقسیم شد یکی به فرماندهی پاکور و دیگری به فرماندهی بَرزَفان. پاکور شهرهای فنیقیه و یهودیه را تسخیر کرد غیر از شهر صور که پایداری نمود. پارتیان آنگاه مالخوس شاه ناتابیان را فرمانبردار خود ساختند. بدین سان پارتیان در مدتی کوتاه بر سراسر روم خاوری (جز مصر) چیره گشتند. اما رومیان بی کار ننشستند و با توجه به برتری منابع نیروی انسانی خود (سپاه ایران را در حدود پنجاه هزار نفر برآورد کرده اند) [8] کوشيدند تا سرزمين های از دست رفته را بازيابند، پس آنتونیوس سپاهی به فرماندهی سدار با کفایت رومی ون تيدیوس باسوس به خاور گسیل داشت. نخست در سال 39 پیش از میلاد ون تیدیوس باسوس در آسیای صغیر لابیِنوس را غافلگیر نمود و شکست داد ،لابیِنوس دستگیر و اعدام شد. سپس با شکست یگانهای پارتی ای که در راه های ورودی سوریه گماشته شده بودند با سوریه راه یافت و سوریه، فنیقیه و یهودیه را بازپس گرفت. سال بعد پاکور برای گشودن دوباره این سرزمینها بخت خود را آزمود اما قاطعانه در نبرد گین داروس شکست خورد و در نتیجه فرات دوباره مرز دو امپراتوری شد.
ببخشيد چند وقتي نبودم . رفته بودم مسافرت . جاي همتون خالي بود الان يكي دو هفته اي نمي تونم بيام چون كاپيوترم خراب شده . البته از تو کافی نت یه کارایی براتون می کنم.
اميدوارم كه از دست من ناراحت بناشيد . ممن.ن از همتون كه به وبلاگ من سر زديد.
با تشكر مدير وبلاگ سوغاتي ها
كلماتي كه استفاده مي كنيم نگرش و فكر ما هستند. نا براين، كلمه ها هم مثل افكار ما بر شرايط زندگي مان اثر مي گذارند. كلمه هاي مثبت، موج مثبت(آلفا) توليد مي كنندو كلمه هاي منفي موج منفي (بتا).
هر چه را بر زبان بياوريد همان را به دست خواهيد آورد. كلمات ما تعيين كننده چيزهايي هستند كه جذب زندگي خود مي كنيم. اگر مصمم به شا زيستن هستيد مواظب حرف هاي خود باشيد و از بي اعتبار ساختن خود و زدن بر چسب به خود بپرهيزيد و با صرف انضباط و تلاش، حرف زدن خود را تغيير دهيد.
كلمه هايي كه استفاده مي كنيم در ذهن نا هشيارمان ته نشين مي شوند و در واقع آن را برنامه ريزي مي كنند.
به جاي گفتن « سعي ميكنم»، بگوييد « ميتوانم » . چون با گفتن« سعي مي كنم»، امكاني هم براي نتوانستن فراهم مي كنيد. استفاده از فعل «نمي توانم »باعث تحليل رفتن توان مي شود. گفتن « نمي خواهم بكنم » بهتر از گفتن « نمي توانم بكنم» است، چون نشان دهنده ي داشتن تسلط بر خود و آگاهي بر توانايي خويش است.
استفاده از بيان مثبت باعث مي شود انديشه هاي مثبت و مفيد را در درون ذهن ناهشيار جاسازي كنيم و در نتيجه عملكرد و زندگي بهتري اشته باشيم.
وقتي درد جسمي يا اندوهي داريد مرتب بگوييد :
« من سالم و خوشحالم، خوب است همه احوالم »
در اين لحظه زمزمه اي هم مي شنويد:« بد بخت دروغ گو تو كه حالت خراب است » و اين زمزمه، صداي افكار منفي جا گرفته در ذهن ناهشيار است. شما به بيان مثبت ادامه ادامه دهيد و انديشه و برنامه ي شادي و سلامت را در عمق ضمير ناهشيارتان تزريق كنيد تا اعجاز و قدرت فكر را ببينيد.
اگر در باره نا خواسته ها يعني چيز هايي كه از آنها نفرت داريد حرف بزنيد هميشه همانها نصيبتان مي شود.
با گفتن و نوشتن جمله هاي مثبت تاثير دو چندان مي گيريد زيرا با اين كار حواس فيزيكي بيش تري را صرف برنامه ريزي مثبت ذهن نا هشيارتان ته نشين شده و سال هاي زيادي مدافع آنها بوده ايم مسلما به تكرار زياد و اصرار وسماجت و پا فشاري نياز است.
وقتي ناراحت مي شويم و احساس بدي پيدا مي كنيم تغيير دادن كلام ( كلام درماني) و استفاده كردن از جمله هاي مثبت به مراتب آسان تر از تغيير دادن فكر يا احساس است. بنابراين، اين روش را كه نخستين قدم و آسان تر است بر مي گزينيم و اين ود منجر به تغيير فكر و احساس مي شود.
براي ساختن الگوهاي مثبت، مدام براي تمام چيز هايي كه داريد شكر گزار باشيد. طومار نعمت هايتان را بنويسيد. اين يك الزام است و با عث مي شود تمركزتان بر خواسته هاي مطلوب قرار بگيرد و سيلي از مواهب تازه به سوي زندگي تان سرازير شود.اگر مرتب گلايه كنيد، ناكامي ها را به زندگي خود جذب مي كنيد و در سطح هشيار از موقعيت ها ي خوب صرف نظر مي كنيد. پيشنهاد كمك ديگران را رد مي كنيد و به سوي ورشكستگي حركت مي كنيد. ميبينيد كه پيش بيني هايتان دقيقا رست از آب درمي آيد و ماجراهاي غم انگيز را يكي پس از ديگري به سوي زندگي خود جذب مي كنيد.
شما هميشه حياتي منطبق با نظام باورهاي خود مي سازيد. جهان اساسا بسيار بخشنده است، فقط بايد بخواهيد.
وقتي در امتحات نمره 11 مي گيريد به همان 11 نمره درست كه كسب كرده ايد توجه كنيد نه به آن 9 نمره اي كه از دست رفته است. وقتي سرتان درد مي كند به بقيه اندام هايي كه درد ندارند فكر كنيد. از لكه شدن يك نقطه از لباستان عصباني نشويد و از تميز ماندن 99% باقي مانده ي آن به وجد آييد.
- هر پستي ، بلندي دارد !
- هر جا چاه است يوشف در آن نيست !
- هر چي كه عوض داره گله نداره !
- هر چه كني به خود كني گر همه نيك و بد كني !
- هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد !
- هر كه بامش بيش برفش بيشتر !
- هر كه را مي خواهي بشناسي يا باهاش معامله كن يا سفر كن !
- هر گلي زدي به سر خودت زدي !
- هشتش گرو نهشه !
- هلو برو تو گلو !
- همان آشست و همان كاسه !
- هم فاله هم تماشا !
- همشون سر وته يه كرباسن !
- هميشه در روي يه پاشنه نمي گذره !
- هر پستي ، بلندي دارد !
- هر جا چاه است يوشف در آن نيست !
- هر چي كه عوض داره گله نداره !
- هر چه كني به خود كني گر همه نيك و بد كني !
- هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد !
- هر كه بامش بيش برفش بيشتر !
- هر كه را مي خواهي بشناسي يا باهاش معامله كن يا سفر كن !
- هر گلي زدي به سر خودت زدي !
- هشتش گرو نهشه !
- هلو برو تو گلو !
- همان آشست و همان كاسه !
- هم فاله هم تماشا !
- همشون سر وته يه كرباسن !
- هميشه در روي يه پاشنه نمي گذره !
شعرهايي نظير « گندم از گندم برويد، جو زجو» و « از ماست كه بر ماست » و امثال اينها ، همه بيان گر اين قانون طلايي است.
سلامت جسماني و رواني و تمام موفقيت هاي زندگي چنان كه گفته شد تابع همين قانون و قانون « عكس و عكس الغمل» است و همه وابسته به كنش خود انسان. آنچه امروز داريم حاصل كاشته هاي ديروز ماست. در زندگي عاملي به نام « بخت و ظانس » وجود نداردو همه چيز تابع قانون « عمل و عكس العمل» است . بنابراين خود را موجودي كه ناچار به قبول شرايط بيروني است تصور نكنيد. به قدرت خلاقه خود آگاه باشيد. شراييط زاده انديشه هاي انسان است.
شعرهايي نظير « گندم از گندم برويد، چوز چو» و « از ماست كه بر ماست » و امثال اينها ، همه بيان گر اين قانون طلايي است.
سلامت جسماني و رواني و تمام موفقيت هاي زندگي چنان كه گفته شد تابع همين قانون و قانون « عكس و عكس الغمل» است و همه وابسته به كنش خود انسان. آنچه امروز داريم حاصل كاشته هاي ديروز ماست. در زندگي عاملي به نام « بخت و ظانس » وجود نداردو همه چيز تابع قانون « عمل و عكس العمل» است . بنابراين خود را موجودي كه ناچار به قبول شرايط بيروني است تصور نكنيد. به قدرت خلاقه خود آگاه باشيد. شراييط زاده انديشه هاي انسان است.
همان طور كه انسان لهجه و زبان را از محيط خود جذب مي كند، نگرش ها ي اطرافيانش را هم در خود درونسازي ميكند . انسان اغلب نسبت به تغييراتي كه در روانش جريان دارد آگاهي ندارد و بدون آن كه متوجه شود پس از مدتي ديدگاههاي اطرافيانش را جذب مي كند. اگر به افراد شاد نزديك شويد، شاد بودن را ياد مي گيريد و اگر با افراد بي يند و بار رفت وآمد كنيد بي بند وبار مي شويد. بايد نخست تصميم بگيريد كه از زندگي چه مي خواهيد و آن گاه بر اساس آن همراهان خود را برگزينيد.
درصد بالايي از روان پزشكان خود بيماري هاي رواني دارند چون بيماري را از بيماران و محيط خود جذب مي كنند.
همان طور كه انسان لهجه و زبان را از محيط خود جذب مي كند، نگرش ها ي اطرافيانش را هم در خود درونسازي ميكند . انسان اغلب نسبت به تغييراتي كه در روانش جريان دارد آگاهي ندارد و بدون آن كه متوجه شود پس از مدتي ديدگاههاي اطرافيانش را جذب مي كند. اگر به افراد شاد نزديك شويد، شاد بودن را ياد مي گيريد و اگر با افراد بي يند و بار رفت وآمد كنيد بي بند وبار مي شويد. بايد نخست تصميم بگيريد كه از زندگي چه مي خواهيد و آن گاه بر اساس آن همراهان خود را برگزينيد.
درصد بالايي از روان پزشكان خود بيماري هاي رواني دارند چون بيماري را از بيماران و محيط خود جذب مي كنند.
- گندم از گندم برويد، جو ز جو !
- نابرده رنج گنج ميسر مي شود !
- نو كه اومد به بازار كهنه شدش دل آزار !
- نونش تو روغنه !
- نه بباره نه بداره !
- نه چك زدم نه چونه عروس اومد تو خونه !
- نه سيخ بسوزه نه كباب !
- نيكي و پرسش !
- وعده سر خر من !
- وقتي كه جيك جيك مستونك بود ، ياد زمستونت نبود !
روانشناسان معتقدند كه اندوه و نگراني اگر واپس زده شود، موجب عقده ي حقارت
شديد و خطرناك مي گردد. بايد فكر ودل را از نگراني ها خالي كرد و بهترين راه آن،
در ميان گذاشتن عقده ها با دوستي است، البته با دوستان دلسوز يا دوستي كه راه چاره
دست اوست.
مسلما سينما ارزانترين وسيله ي سرگرمي در جهان مي باشد كه روزانه ميليونها نفر را به سوي خود مي كشاند. حدود صد سال است كه سينما به شكل امروزي در دسترس مردم قرار دارد و پيشرفت در زمينه دوربين، عكس برداري و پروژكتور (آپارات) نقش مهمي در توسعه ي آن ايفا نموده است.
داستان سينما به سال 1820 بر مي گردد، سالي كه چرخ گردان با عكسهايي كه بر روي آن حك شده بود، ساخته شد. اين چرخ ها كه چرخ زندگي ناميده مي شدند، آنچنان تند مي چرخيدند كه به نظر مي آمد عكس ها در حال حركت هستند.سينماي واقعي در حدود سال 1890 به وجود آمد. در سال 1893 توماس اديسون، دستگاهي ساخت كه درون آن سوراخي وجود داشت و فرد مي توانست از درون اين سوراخ عكس هايي را ببيند. سپس در سال 1915 اولين فيلم سينمايي در جهان به نام « دزدي بزرگ قطار » در آزمايشگاه اديسون ساخته شد كه سر وصداي زيادي به پا كرد. اديسون بعدها فيلم هاي ديگري نيز ساخت كه در آن زمان همه ي آنها صامت بودند و نمايش آنها به اين شكل بود كه پروژكتورها در هر ثانيه 24 عكس را نشان مي دادند و اين عكس ها آنقدر سريع و پشت سر هم حركت مي كردند كه به نظر مي آمد افرادي در حال حركت هستند. كم كم صنعت سينما پيشرفت كرد و اولين فييلم موز يكال به نام « دون ژوان » در سال 1920 در آمريكا ساخته شد. سپس اولين فيلم گفتاري به نام « خواننده جاز » در آمريكا توسط برادران وارنر در سال 1927 ساخته شد.
به هر چه فكر كنيم به ويژه چيزهايي كه دلخواه نيستند و نگرانمان مي كنند به طرفش كشيده مي شويم. حركت ذهن به طرف افكار و نصاويري است كه در ذهن داريم نه در جهت گريز از آنها. اگر به شما بگويم : « به يك فيل صورتي رنگ بزرگ با عينك آفتابي و كراوات فكر نكن » بلافاصله ذهن شما به سمت اين تصوير حركت مي كند چون نمي تواند ار آن بگريزد.
وقتي به خود مي كوييد :«فراموش نكنم فلان كار را انجام دهم » در واقع تصوير فراموش كردن را به ذهن داده ايد و ذهن شما به سمت آن حركت مي كند. اما اگر بگوييد « يادم باشد فلان كار را انجام دهم » تصوير به ياد داشتن را به داده ايد :
* به جاي «نبايد غمگين باشم » بگوييد «بايد شاد باشم »
* به جاي « نمي خواهم ضرر كنم » بگوييد « مي خواهم سود كنم »
*به جاي «هرگز بيمار نمي شوم » بگوييد « هميشه سالم هستم »
* به جاي «فقر را دوست ندارم »بگوييد « ثروت را دوست دارم »
* به جاي «داد نزن »بگوييد « ساكت باش ! »
* به جاي «من تصادف نمي كنم » بگوييد « مطمئن رانندگي مي كنم»
ذهن بر اساس تصاويري كه دريافت كرده عمل مي كند. همه اين تصاير فكر هستند و ذهن نمي تواند در جهت عكس يك فكر حركت كند، پس هميشه به آنچه كه واقعا دوستش داريد فكر كنيد !
براي دور كردن جن و شيطان بايد به خدا توسل جست. جن به محض شنيدن ذكر و ورد فرار مي كند. وقتي « بسم الله » گفته مي شود، اثر بد جن هاي كافر ختثي مي شود. ذكر «بسم الله » در دفع و دور كردن شيطان و جن موثر است، البته جن مومن دور نمي شود، زيرا او با انسان دشمن نيست، تنها جن كافر با انسان دشمن است.
از امام صادق منقول است:
هر كس معوذتين ( سوره هاي فلق و ناس ) را بسيار بخواند از وسواس و شر جن و انس محفوظ مي ماند.
و همچنين :
كسي كه سوره جن را تلاوت نمايد در زندگي دنيا هرگز آسيبي از جن و انس به او نرسد و مورد سحر آنها واقع نشود.
همچنين :
چون جانور موذي به شما حمله آرد يا غول وحشتناك به نظرتان آيد اذان بگوييد.
اگر فكر كنيم با از دست دادن موقعيتي يا فرد خاصي، نابود خواهيم شد جهان تصميم مي گيرد آن موقعيت يا شخص را نابود كند تا به ما اثبات كند كه بدون آن موقعيت يا شخص هم قادر به بقا و ادامه زندگي هستيم.
درباره چيزي كه دوستش داريد اين نگرش را داشته باشيد كه من فلان چيز را دوست دارم اما بدون آن هم مي توانم به همين اندازه خوشبخت باشم. اگر جرا از دست دادن چيزي را پيدا كنيم ضرورت آن اتفاق از بين مي رود و آن چيز را از دست نمي دهيم.
اصولا وقتي شهامت مواجه شدن با مشكلات را پيدا مي كنيم آنها نا پديد مي شوند و ديگر نيازي به مواجه شدن با آنها باقي نمي ماند.
كسي مژده پيش انوشيروان عادل آورد. گفت : شنيدم كه فلان دشمن ترا خداي
عز وجل برداشت. گفت: هيچ شنيدي كه مرا بگذاشت؟
اگر بمرد عدو جاي شادماني نيست كه زندگاني ما نيز جاوداني نيست
گلستان سعدي
يكي از ملوك بي انصاف، پارسايي را پرسيد : از عبادت ها كدام فاضل تر است؟ گفت: ترا خواب نيمروز تا در آن يك نفس خلق را نيازاري
ظالمي را خفته ديدم نيم روز
گفتم اين فتنه است خوابش برده به
و آنكه خوابش بهتر از بيداري است
آن چنان بد زندگاني مرده به
گلستان سعدي
« ذره ذره كاندر اين ارض و سماست جنس خود را همچو كاه و كهرباست »
ذهن انسان شبيه يك آهن رباست. به هر چه فكر كند آن را به طرف خود مي كشد.
بنابراين رخدادهاي زندگي تصادفي نيست و بيچاره ترين افراد كساني هستند كه منكر
كارايي اين اصل اند.
- ضرر را از هر جا جلو شو بگيري منفعته !
- ضالم هميشه خانه خرابه !
- عاقبت خوينده يابنده است !
- عجله كار شيطونه !
- عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد !
- عروس نميتونه برقصه ميگه اتاق كجه !
- عقل مردم به چشمشونه !
- علف بايد به دهان بزي شيرين بياد !
- غاز ميچرونه !